به گزارش خبرنگار مهر، محمود نجاتی حسینی، استاد جامعه شناسی دین، در نشست علمی با موضوع دین و سرمایه اجتماعی، به تبیین جامع رابطه این دو مقوله، بررسی شاخص های آن و هشدار درباره چالش ها و مخاطرات پیش روی آن در جامعه ایران پرداخت و تمام ابعاد این موضوع را از منظر پژوهشی و میدانی تشریح کرد.
وی سرمایه اجتماعی را مجموعه ای از هنجارها، روابط اجتماعی، آموزه ها و باورهایی دانست که منجر به تعامل بیشتر و زندگی اخلاقی و ارزشمند می شود. نجاتی حسینی سه شاخص اصلی و قابل سنجش برای این مفهوم برشمرد: نخست اعتماد اجتماعی که بر اساس آخرین پیمایش های فرهنگی و اجتماعی، میزان آن نسبت به نهادها بسیار پایین است؛ دوم مشارکت اجتماعی به معنای تقبل ارادی مسئولیت توسط افراد که به ویژه در حوزه مشارکت سیاسی هرچه جلوتر آمده ایم، روندی نزولی داشته است؛ و سوم همبستگی، انسجام و وفاق اجتماعی که به تعبیر وی جامعه باید مانند یک ارکستر سمفونی باشد که یک صدا از آن بیرون می آید، البته به معنای شنیده نشدن صداهای دیگر نیست. وی افزود که از این منظر نیز آمارها مطلوب نیست.
نیاز به ارائه معانی مدرن از دین و بررسی چالش های سرمایه اجتماعی
این استاد دانشگاه با تاکید بر لزوم مشخص کردن فضای مفهومی سرمایه اجتماعی و منظور از دین گفت: عمده تعاریف موجود الهیاتی است، اما وقتی بحث سرمایه اجتماعی مطرح می شود باید معانی مدرن از دین نیز ارائه شود.
وی با اشاره به بررسی ۴۰۰ تا ۵۰۰ پژوهش درباره ایران خاطرنشان کرد: اگرچه این پژوهش ها ارتباط خوب دین و سرمایه اجتماعی را نشان می دهند، اما درباره چگونگی استفاده از این سرمایه برای پیشبرد اهداف توسعه و همچنین چالش ها و مخاطرات آن سکوت کرده اند. ما به جزئیات نیاز داریم زیرا سرمایه اجتماعی با مسائل مهمی مواجه است؛ از یک سو به دلیل کم استفاده شدن تضعیف شده و از سوی دیگر به دلیل استفاده با منظورهای غیردینی، تخریب شده است. اگر از سرمایه اجتماعی بد استفاده کنیم، تخریب می شود. من دین را به مثابه سرمایه اجتماعی می دانم، اما به شرط و شروطی.
نجاتی حسینی با بیان اینکه انقلاب اسلامی نتیجه این بود که دین به عنوان سرمایه اجتماعی عمل کرد، به نقش اعتماد اجتماعی اشاره کرد و گفت: من در فرهنگ تشیع علوی بزرگ شده ام و چون به این تشیع اعتماد داشتیم، رهبری روحانیت را قبول کردیم. این نشان می دهد دین سرمایه اجتماعی است، اما خود این اعتماد در طول زمان دستخوش تغییر شده است. وقتی اعتماد اجتماعی به روحانیت به خطر بیفتد، دستگاه های دیگر نیز به خطر می افتند.
وی در ادامه به سیاسی شدن سرمایه اجتماعی اشاره کرد و افزود: ما باید از سرمایه سیاسی صحبت کنیم تا سرمایه اجتماعی، چرا که دولت و حاکمیت سرمایه اجتماعی را به سرمایه سیاسی تبدیل کرده است. این امر منجر شده سرمایه اجتماعی به امری ابزاری، دولتی و حکومتی شبیه به دین شود. در دین مردمی سرمایه اجتماعی بالاست، اما در دین حکومتی این سرمایه کمرنگ شده و غیرمردمی شدن دین به آن آسیب جدی می زند.
تغییر الگوهای زیارتی و لزوم بازتعریف دین به عنوان ابزار توسعه
وی با اشاره به تغییر الگوهای گردشگری مذهبی و مفهوم زیارت گفت: توریسم مذهبی از سمت زیارتگاه های سنتی به سمت فضاهای معنوی دیگری رفته است. به عنوان مثال، میزان مراجعه و زیارت کنندگان از آرامگاه های سعدی و حافظ در شب سال تحویل، اگر این مکان ها بسته نباشند، چندین برابر برخی امامزاده هاست.
نجاتی حسینی محور بعدی را مکانیزم روانشناسی سرمایه اجتماعی دانست و تصریح کرد: غفلتی که صورت گرفته این است که استفاده از سرمایه اجتماعی تابع شخصیت فرد در اجتماع است؛ یعنی افراد برای استفاده از سرمایه اجتماعی به ویژه دین، باید دانش، آگاهی، تعلق دینی و تعهد دینی داشته باشند. مردم اگر آگاهانه بین رفتن به مراکز فرهنگی ایران که اتفاقا معنوی است و هیچ چیز سکولاری ندارد اختیار داشته باشند، انتخاب های متفاوتی خواهند داشت. حتی برجسته ترین میراث فرهنگی مانند کوروش نیز باز شخصیتی معنوی دارد که در تورات به صراحت نام برده شده است.
وی در پاسخ به اینکه چه باید کرد، تاکید کرد: باید صریح و صحیح گفت که ما از دین باید به عنوان ابزار توسعه اجتماعی استفاده کنیم. دین سنتی در دنیای جدید به تنهایی جواب نمی دهد و باید ببینیم دین کدام مشکل را حل می کند، در غیر این صورت کمرنگ می شود. کافی است به یکی از آیتم های پژوهش های سال های اخیر نگاه کنیم که وقتی از مردم پرسیدند دین داری نسبت به ۵ سال قبل چه شده، گفتند بدتر شده و در پاسخ به آینده چه می شود، گفتند بدتر می شود. این فضای منفی نسبت به امور دینی، سرمایه اجتماعی را به خطر می اندازد.
نجاتی حسینی در پایان خاطرنشان کرد: باید به سرمایه اجتماعی دینی هم از منظر سخت افزاری و هم نرم افزاری نگریست که نیازمند سازمان، کنشگر و متن است. با توجه به اینکه تعداد کلیساهای خانگی در ایران رو به گسترش است، نکته مهم این است که دین و سرمایه اجتماعی را باید به جایی برسانیم که دین را به عنوان سرمایه اجتماعی ببینیم و آن را وسیع تر تعریف کنیم. وقتی وسیع تر تعریف کنیم، مدل اصلی تر اتفاق می افتد و سرمایه دینی زمانی شکل می گیرد که از متن به میانجی و سپس به کنشگران برسد.