افزونه جلالی را نصب کنید.
- 41 همت از مطالبات گندمکاران پرداخت شد
- پیرایش و پالایش روایات دینی، با نویسنده کتاب مشهورات بی اعتبار
- کشت خشخاش زیر ذرهبین دستگاه قضائی
- وضعیت نامطلوب شاخصهای سلامت مردان ایرانی
- دو راهی نظام دارویی کشور؛ اصلاح قیمتها یا تشدید کمبودها
- دو سرطان غالب در کشور؛ پستان و پروستات همچنان در صدر
- ارائه گزارش «دارو» به نمایندگان مجلس
- روند صعودی شیوع «ابولا» در کنگو
- اولتیماتوم مجلس به سازمان غذا و دارو؛ گزارش کاملتری از دارو بدهید!
پیرایش و پالایش روایات دینی، با نویسنده کتاب مشهورات بی اعتبار
نزاع دین و تجدد در دوران معاصر و بهویژه پس از مواجهه جهان اسلام با مدرنیته و عقلانیت مدرن، به یکی از چالشهای اساسی اندیشه اسلامی بدل شد. این کشاکش، در بسیاری از موارد، به دینگریزی و رویگردانی از باورهای دینی انجامید. یکی از مهمترین عواملی که این روند را تسریع بخشید، رواج روایات نامعتبر […]
نزاع دین و تجدد در دوران معاصر و بهویژه پس از مواجهه جهان اسلام با مدرنیته و عقلانیت مدرن، به یکی از چالشهای اساسی اندیشه اسلامی بدل شد. این کشاکش، در بسیاری از موارد، به دینگریزی و رویگردانی از باورهای دینی انجامید. یکی از مهمترین عواملی که این روند را تسریع بخشید، رواج روایات نامعتبر و جعلی بود که به نام دین و با استناد به امامان دین (ع) در میان مردم منتشر شده بود. در مقابل، عالمان نواندیش دینی در ایران، با درک این آسیب بزرگ، پروژهای فکری را با محوریت «پیرایش و پالایش» روایات دینی از تحریفات و جعلیات آغاز کردند. این جنبش اصلاحی که ریشه در قبل از انقلاب اسلامی دارد، توسط متفکرانی همچون شهید مرتضی مطهری و نعمتالله صالحی نجفآبادی کلید خورد و پس از انقلاب با تلاش حدیثپژوهانی همچون علامه سید مرتضی عسکری و مراکزی چون مؤسسه دارالحدیث- با مدیریت مرحوم آیت الله ری شهری – ادامه یافت. در این میان، کتابهای عاشوراشناسی از محمد اسفندیاری و مشهورات بیاعتبار از مهدی سیمایی، جان تازهای به این فرایند بخشیدند. این مقاله به تبیین زمینههای تاریخی، معرفی مهمترین چهرهها و تحلیل دستاوردهای این پروژه فکری میپردازد.
زمینههای تاریخی: از مواجهه با تجدد تا دینگریزی
ورود مدرنیته به کشورهای اسلامی، بهویژه از دوران قاجار به بعد، چالشهای بیسابقهای را برای ساختارهای سنتی دین و جامعه پدید آورد. عقلانیت مدرن با معیارهای جدید خود، بسیاری از باورها، سنتها و گزارههای دینی را به بوته نقد کشید. در ایران، این مواجهه به تدریج از عصر صفوی آغاز شد و در دوره قاجار و سپس پهلوی به اوج خود رسید. یکی از مهمترین نتایج این مواجهه، ظهور پدیده «دینگریزی» بود که در آن، بخشهایی از جامعه، به ویژه روشنفکران و نسل جوان، به دلیل ناسازگاری ظاهری برخی آموزههای دینی با عقلانیت مدرن و نیز به دلیل تبلیغات کاذب و ارائه چهرهای غیرواقعی از دین، از باورها و التزامات دینی فاصله گرفتند.
اما در میان عوامل متعدد دینگریزی، یک عامل داخلی و بسیار تعیینکننده وجود داشت که کمتر مورد توجه قرار گرفته بود: رواج روایات نامعتبر و جعلی. بسیاری از روایاتی که در کتب حدیثی و منابع تاریخی نقل شده بود، نه تنها با عقل سلیم و مسلّمات دینی سازگاری نداشت، بلکه چهرهای خشن، خرافی و غیرعقلانی از دین و پیشوایان دین (ع) به نمایش میگذاشت. این روایات، که گاه به انگیزههای سیاسی، گاه به دلیل تعصبات مذهبی و گاه صرفاً بر اثر بیمبالاتی در نقل وارد منابع دینی شده بودند، به سلاحی علیه خود دین تبدیل شدند. دشمنان دین نیز با تمسک به همین روایات، به نقد و رد اسلام میپرداختند. در این میان، عالمان دلسوز و نواندیش دینی دریافتند که نخستین گام برای دفاع از اعتبار دین، پالایش میراث روایی از این ناخالصیها و احیای چهره حقیقی و عقلانی آن است.
آغاز راه: پایهگذاران پیرایش دینی پیش از انقلاب
پروژه «پیرایش و پالایش روایات دینی» به طور جدی از پیش از انقلاب اسلامی ایران آغاز شد. بزرگانی چون علامه محمدتقی شوشتری و آیت الله العظمی بروجردی با نگاه های دقیق و موشکافانه رجالی، نگاه نقادانه به احادیث را تقویت کردند.
در این میان نقدهای دو عالم دینی و محقق حوزوی با چالش و انعکاس گسترده مواجه شد:
۱- شهید مرتضی مطهری (۱۳۵۸-۱۲۹۸ ش)
مطهری را بیشک باید یکی از بزرگترین پرچمداران مبارزه با تحریف در دوره معاصر دانست. او با درک عمیق از خطر تحریف برای پیکره دین، به ویژه در واقعه عاشورا، دست به قلم برد و کتاب ماندگار «حماسه حسینی» را به رشته تحریر درآورد. این کتاب که مشتمل بر سخنرانیها و یادداشتهای ایشان در باب واقعه کربلاست، در پی ارائه تفسیری صحیح و عقلانی از قیام امام حسین (ع) است. اما مهمترین و بحثبرانگیزترین بخش این کتاب، فصلی است با عنوان «تحریفات عاشورا» که حدود هفتاد صفحه از جلد اول را به خود اختصاص داده است. مطهری در این فصل، با شجاعت تمام، پرده از بسیاری روایات و باورهای ساختگی و رایج در میان مردم برمیدارد که به نام امام حسین (ع) شهرت یافته بودند. از جمله تحریفهای مشهوری که او به نقد میکشد، میتوان به داستان «شهادت طفل شیرخوار» «شیر و فضه» و بسیاری از باورهای تحریفشده دیگر اشاره کرد. نگاه نقادانه و تحلیل عقلانی مطهری در «حماسه حسینی»، راه را برای نسلهای بعدی پژوهشگران حدیث و تاریخ هموار ساخت.
۲/ آیت الله صالحی نجفآبادی (۱۳۸۵-۱۳۰۲ ش)
همزمان با شهید مطهری، اما با رویکردی متفاوت و از منظری سیاسی-تاریخی، نعمتالله صالحی نجفآبادی نیز گام در مسیر نقد روایات تاریخی عاشورا نهاد. کتاب او با عنوان «شهید جاوید» که در سال ۱۳۴۸ خورشیدی منتشر شد، تحولی شگرف و جنجالی در عاشوراپژوهی معاصر ایجاد کرد.
صالحی نجفآبادی در این کتاب، با نقد روایات سنتی، استدلال میکند که قیام امام حسین (ع) به قصد شهادت نبوده، بلکه هدف اصلی آن، تشکیل حکومت اسلامی و مقابله با حکومت فاسد یزید بوده است. او با شجاعت تمام، بسیاری از روایاتی را که حادثه کربلا را از یک قیام سیاسی-الهی به یک حماسه صرفاً احساسی و غمانگیز تبدیل کرده بود، به نقد میکشد. هرچند که این کتاب با نقدهای تند و جدی از سوی بسیاری از عالمان سنتی و حتی برخی از نوگرایان مواجه شد، بیتردید «شهید جاوید» یکی از تأثیرگذارترین کتابها در روشنگرش به تاریخ عاشورا است. صالحی نجفآبادی با رد بسیاری از روایات غیرمعقول و ارائه تحلیل سیاسی از قیام امام حسین (ع)، دریچه جدیدی به روی تاریخنگاری انتقادی در حوزه دین گشود.
صالحی در آثار دیگر خود نیز نگاه انتقادی خود به روایات و میراث دینی را حفظ کردن و توسعه داد؛ حدیث های خیالی در مجمع البیان و عصای موسی و کتاب قضاوت زن، ازین سنخ تحقیقات نقادانه صالحی نجف ابادی است.
استمرار مسیر پالایش دینی پس از انقلاب اسلامی
پس از انقلاب اسلامی، پروژه پالایش روایات دینی با جدیت بیشتری توسط جمعی از محققان برجسته ادامه یافت. این پژوهشگران، که بسیاری از آنها از شاگردان و پیروان راه شهید مطهری بودند، در قالب رویکردها و نهادهای مختلف به نقد و تصحیح روایات پرداختند.
علامه سید مرتضی عسکری (۱۳۸۶-۱۲۹۳ ش): پیشگام نقد تاریخی روایات
علامه عسکری یکی از حدیثپژوهان برجسته معاصر است که تمرکز اصلی خود را بر نقد روایات تاریخی و سیره نهاده است. او با درک آسیبهای خطرناکی که احادیث جعلی و نامعتبر به بدنه اسلام وارد کرده بود، با همتی بلند به پالایش این روایات پرداخت. روش اصلی او در نقد، رویکرد متنی بود؛ به این معنا که با بررسی محتوای روایات و مقایسه آن با مسلّمات قرآنی، تاریخی و عقلی، به داوری در مورد اعتبار آنها میپرداخت. از مهمترین آثار ایشان میتوان به «نقش عایشه در تاریخ اسلام» و «عبدالله بن سبأ» اشاره کرد که با نقد روایات تاریخی رایج در منابع اهل سنت، دیدگاه تازهای در مورد تاریخ صدر اسلام مطرح ساخت. علامه عسکری را میتوان حلقه اتصال روش نقد حدیثی به عرصه تاریخنگاری اسلامی دانست.
رسول جعفریان (زاده ۱۳۴۳ ش): نهادینهسازی تاریخنگاری انتقادی
رسول جعفریان، مورخ پرکار و برجسته معاصر، اگرچه در درجه اول به عنوان یک مورخ شناخته میشود، اما آثار او در نقد روایات تاریخی و تصحیح متون دینی نقشی بیبدیل داشته است. او با نگاهی موشکافانه و با تکیه بر اصول علم تاریخ، بسیاری از روایات و باورهای تاریخی رایج را که در منابع دینی ریشه دوانده بودند، مورد نقد و بازبینی قرار داده است. جعفریان با تصحیح و انتشار متون خطی کهن، گامی بزرگ در جهت در دسترس قرار دادن منابع دست اول برای پژوهشگران برداشته و با تألیف آثاری چون «تاریخ سیاسی اسلام»، رویکردی عقلانی و نقادانه به تاریخ دینورزی مسلمانان ارائه کرده است.
مهدی مهریزی (زاده ۱۳۴۰ ش): حدیثپژوهی نقادانه
مهدی مهریزی یکی از برجستهترین چهرههای معاصر در حوزه نقد و شناسایی احادیث جعلی است. او که از مروجان جدّی رویکرد انتقادی به میراث حدیثی به شمار میآید، با تألیف آثاری همچون «احادیث ساختگی»، گام مهمی در معرفی و نقد روایات جعلی برداشته است. مهریزی با اشاره به سخن مرحوم شعرانی که معتقد بود از هر هزار حدیث، حداقل پنجاه فقره آن جعلی است، بر ضرورت و فوریت پالایش حدیثی تأکید میکند. او با برگزاری نشستها و نگارش مقالات متعدد، به معرفی مصادیقی از احادیث مشهور اما جعلی پرداخته و نشان داده که چگونه این روایات به نام دین در میان مردم رواج یافتهاند. نگاه نقادانه مهریزی، به ویژه در بازخوانی آثار افرادی مانند شهید مطهری، سهم بسزایی در بالابردن سطح آگاهی عمومی درباره پدیده جعل حدیث داشته است.
اصحاب مؤسسه علمی-فرهنگی دارالحدیث
مؤسسه دارالحدیث به عنوان یک نهاد تخصصی در زمینه علوم حدیث، نقش مهمی در نهادینهسازی نقد حدیث در ایران معاصر داشته است. این مؤسسه با انتشار مجلات تخصصی، برگزاری همایشها و تدوین دانشنامهها و دائرةالمعارفهای حدیثی، بستری مناسب برای پژوهشهای نقادانه فراهم کرده است. محققان وابسته به این مؤسسه، با بهرهگیری از روشهای نوین حدیثپژوهی، به نقد و بررسی سندی و متنی هزاران روایت پرداختهاند.
اوجگیری دوباره رویکردهای درون دینی
در سالهای اخیر، دو کتاب بسیار تأثیرگذار منتشر شدهاند که میتوان آنها را نقطه عطفی در فرایند پالایش دینی قلمداد کرد:
محمد اسفندیاری و «عاشوراشناسی»
محمد اسفندیاری، پژوهشگر معاصر، با تألیف کتاب عاشوراشناسی و کتاب «حقیقت عاشورا (از عاشورای حسین(ع) تا تحریفات عاشورا)» که در بیش از پانصد صفحه منتشر شده، جان تازهای به مبارزه با تحریفات عاشورا بخشیده است.
[این کتاب یک بررسی جامع و نظاممند از نهضت امام حسین (ع) و تحریفاتی است که در طول تاریخ به آن راه یافته است. اسفندیاری با استفاده از روشی دقیق و علمی، سعی دارد تصویری عقلانی، واقعی و مبتنی بر منابع معتبر از قیام عاشورا ارائه دهد و همزمان، لایههای تحریف و افسانهپردازی را از چهره این حماسه بزرگ بزداید. عنوان فرعی کتاب، یعنی «از عاشورای حسین تا تحریفات عاشورا»، به خوبی نشاندهنده هدف اصلی نویسنده است: بازگشت به عاشورای تاریخی و حقیقی در برابر عاشورای تحریفشده و ساختگی. این کتاب از جمله آثار شاخص در عرصه عاشوراپژوهی انتقادی محسوب میشود.
مهدی سیمایی و «مشهورات بیاعتبار»
مهدی سیمایی، نویسنده جوان و خوشقریحه که در دو سنت حوزوی و دانشگاهی به خوبی تحصیل کرده است با نگارش کتاب «مشهورات بیاعتبار در تاریخ و حدیث» در مقابل رویکرد های نئواخباری حوزوی ایستاد. این کتاب که برگزیده دومین دوره جایزه ملی کتاب سال جوانان شد، به بررسی سندی و محتوایی آن دسته از احادیث مشهوری در مذهب شیعه میپردازد که فاقد اعتبار لازم هستند. مهدی سیمایی صراف در این کتاب، با تکیه بر قواعد نقد سندی و محتوایی حدیث، بارویکردی درون دینی و نه مناقشه در مبانی و قواعد، نشان میدهد که بسیاری از روایات مشهور و رایج در میان مردم، از اعتبار و صحت کافی برخوردار نیستند. آنچه کار مهدی سیمایی را از بعضی آثار مشابه متمایز میکند، اینست که اولا سیمایی در این کتاب مطلقا هیچ مبنایی از مبانی مذهبی را نقد و زیر سوال نبرده است؛ ثانیاً برای نقد یک روایت بی پایه، خود را محتاج نفی اصول مسلم یا گزاره های فکری پذیرفته شده نزد متدینان ندیده است؛ ثالثاً به روایات پرکاربرد پرداخته است -چه کاربرد الهیاتی چه صرفاً پر تکرار در محافل دینی- و لذا تنها نظر به فهرست، کتاب را برای مخاطب جذاب می کند؛ به علاوه ادب این نویسنده جوان، به مقدسات و باورها سبب شد تا حرف اصلی کتاب گم نشود! چه اینکه در بسیاری از نقدهای مشابه – مانند نقدهای برخی روشنفکران دینی به بعضی باورها- به دلیل رویکردی که در نگاه مخاطب موهن جلوه می کرد، قیل و قالی برپا شد و سخن اصلی فراموش می شد.

نویسنده در این کتاب به جای نقد پراکنده روایات، با تدوین یک چارچوب نظری مشخص و سپس تطبیق آن بر مصادیق متعدد، به صورت بنیادین نشان می دهد چه میزان روایات نامعتبر به مرور به مسلمات در فرهنگ شیعیان تبدیل شده است. کتاب « مشهورات بیاعتبار » از آن جهت که بسیاری از روایات به ظاهر مسلّم دینی رایج و نانوشته اما مشهور را به چالش میکشد، اثری پرچالش است. مهدی سیمایی در این کتاب، مسیری را که پیشتر کسانی مانند شهید مطهری آغاز کرده بودند، با قوت تحقیقیِ بیشتری ادامه داده و به تصریح صادقانه خود در مصاحبه ای، روی شانه های ایشان ایستاده است.
نقاط قوت و دستاوردهای پروژه پالایش دینی
پروژه فکری پیرایش روایات دینی، که از دهه ۱۳۴۰ شمسی آغاز شد و تا امروز ادامه دارد، دستاوردهای مهم و نقاط قوت متعددی داشته است:
۱. احیای عقلانیت دینی: مهمترین دستاورد این پروژه، بازگرداندن اعتبار به عقل و خردورزی در فهم دین است. این جریان نشان داد که ایمان دینی نه تنها با عقل سلیم منافاتی ندارد، بلکه نیازمند به کارگیری دقیق آن در نقد و ارزیابی روایات است.
۲. تفکیک سره از ناسره: این جریان با ارائه معیارها و روشهای علمی برای نقد حدیث، به مخاطبان خود امکان داد که روایات معتبر و جعلی را از یکدیگر بازشناسند و دیگر هر سخنی را به نام دین نپذیرند.
۳. مقابله با دینگریزی: پالایش چهره دین از خرافات و تحریفات، به طور مستقیم به مقابله با پدیده دینگریزی کمک کرد. بسیاری از کسانی که به دلیل روایات غیرعقلانی از دین روی گردانده بودند، با دیدن چهره حقیقی و عقلانی دین، دوباره به آن روی آوردند.
۴. نهادینهسازی نقد: تأسیس نهادهایی مانند دارالحدیث، برگزاری نشستهای علمی تخصصی و انتشار آثار متعدد در این زمینه، نشاندهنده نهادینه شدن رویکرد نقادانه به میراث روایی در حوزه علمیه معاصر است.
نتیجهگیری
دفاع از اعتبار روایات دینی از طریق پیرایش و پالایش، یک ضرورت تاریخی برای جوامع اسلامی در دوران مدرن بود. رویارویی با عقلانیت مدرن و ظهور پدیده دینگریزی، عالمان دلسوز و نواندیش را بر آن داشت تا با شجاعت و صبوری، به نقد و پالایش میراث روایی بپردازند. از شهید مطهری و صالحی نجفآبادی در دهه چهل تا علامه عسکری، رسول جعفریان، مهدی مهریزی و اصحاب دارالحدیث پس از انقلاب، و در نهایت محمد اسفندیاری و مهدی سیمایی در عصر حاضر، همگی در امتداد یک هدف مشترک حرکت کردهاند: نشان دادن چهره حقیقی و عقلانی دین، پالوده از خرافات، تحریفات و جعلیات. این راه هنوز به پایان نرسیده است. نیاز به تحقیقات بیشتر، آموزش روشهای نقد به طلاب و عموم مردم، و ادامه مبارزه با جاعلان و تحریفگران، همچنان به قوت خود باقی است.
[امید است که با ادامه این مسیر، روزی فرا رسد که هیچ روایت نامعتبری به نام دین و ائمه (ع) در میان مردم رواج نیابد و دین در طراوت و حقیقت خود، مشعلدار هدایت بشر باشد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.