افزونه جلالی را نصب کنید.
- واکاوی اربعین از نگاه رهبر شهید
- پاسخ به پرسشهایی درباره مرگ و چگونگی غسل و کفن اموات
- نشست تخصصی «بررسی ضوابط کار و بهداشت کار نوجوانان» برگزار شد
- اکوسیستم نامرئیسازی تحمیلی؛ شکست جنگ میلیارد دلاری رژیم صهیونیستی علیه حقیقت
- بررسی حقوقی حمله به قایقهای ماهیگیری؛ از نقض حق حیات تا جنایت جنگی
- هیات تجاری خوزستان برای توسعه بازار صادراتی راهی روسیه شد
- شرط سنی آزمون وکالت ۱۴۰۵ (کانونهای وکلا)
- رسانه صهیونیست: نشانه های شکست آمریکا در جنگ ایران فاحش است
- تبعات هدف قرار گرفتن عربستان از نگاه فایننشال تایمز
اکوسیستم نامرئیسازی تحمیلی؛ شکست جنگ میلیارد دلاری رژیم صهیونیستی علیه حقیقت
کشتار نظاممند خبرنگاران، سانسور الگوریتمی، گنبد آهنین دیجیتال و میلیاردها دلار نفوذ رژیم صهیونیستی برای کنترل افکار عمومی و تاریک نگهداشتن واقعیت غزه شکست خوردهاند.
رژیم صهیونیستی شمار بیسابقهای از خبرنگاران را به شهادت رسانده و بیش از یک میلیارد دلار صرف کارزارهای اعمال نفوذ کرده است؛ با وجود این، هرگز تا این اندازه جایگاهش را در نظر جهانیان از دست نداده بود.
یک خواننده نوجوان فلسطینی که با خواندن ترانه «ای جهان، گواه باش» در میان ویرانههای اردوگاه نصیرات توجه جهانیان را به خود جلب کرده بود، در یک حمله هوایی به شهادت رسید؛ ویدیوهای وی در ابتدا به سرعت در فضای مجازی پخش شدند، اما واقعیتِ جنگ اطلاعاتی قرن بیستویکم این است که صداهایی همچون صدای حسن، بهطور معمول سرکوب و خاموش میشوند.
به گزارش میدلایست آی، ساکتسازی نظاممند خبرنگاری مستقل جنگی، یکشبه رخ نداد؛ این وضعیت حاصل کارزاری ۵۰ ساله از سوی ارتشها، دولتها و اکنون انحصارات فناوری است تا بر آنچه دیده میشود و نمیشود، کنترل داشته باشند.
جنگ ویتنام (۱۹۵۵-۱۹۷۵) دوران طلایی خبرنگاری مستقل جنگی بود؛ خبرنگاران از آزادی عمل چشمگیری برخوردار بودند: آنها میتوانستند به وسایل نقلیه نظامی دسترسی داشته باشند، سربازان را در ماموریتها همراهی کنند و حتی از اسکورت نظامی جدا شوند.
آن استقلال عمل، منجر به پوشش خبری صریح و منفی شد که حمایت عمومی از جنگ را بهطور ملموسی کاهش داد؛ فرماندهان نظامی، عامل این وضعیت را پدیدهای میدانستند که مایکل آرلن، منتقد تلویزیونی، آن را جنگ اتاق نشیمن نامیده بود؛ باوری درباره اینکه تصاویر رسانهای از خونریزی، موجب بیزاری عمومی از درگیری شده است.
پنتاگون درس خود را آموخت؛ زمانی که آمریکا در سال ۱۹۸۳ به گرانادا حمله کرد، پوشش خبری آن را بهطور کامل ممنوع کرد.
سپس نوبت به جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ رسید؛ جنگی که به الگویی برای کنترل مدرن اطلاعات تبدیل شد؛ اصطلاحات نظامی نظیر حملههای دقیق surgical strikes و تلفات جانبی collateral damage ناخودآگاه وارد ادبیات گزارشدهی شدند و افکار عمومی تا حد زیادی روایت رسمی را بدون، چون و چرا پذیرفت.
تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، سیستم خبرنگاران همراه embed را نهادینه کرد؛ در این سیستم، خبرنگاران در ازای دسترسی به میدان نبرد، به یگانهای نظامی ملحق میشدند، اما این کار به قیمت از دست رفتن استقلالشان تمام میشد، چرا که محدودیتهایی برای محل تردد، افراد طرف گفتوگو و موضوعهای قابل پوشش آنها اعمال مس شد.
خبرنگاران مستقل unilateral عملا امکان نزدیک شدن به کانون وقایع را نداشتند و تحلیلهای پس از جنگ که توسط دانشگاه کاردیف انجام شد، نشان داد که این سیستم آنها را در معرض خطرات بسیار بیشتری قرار داده است.
تا سال ۲۰۰۷، وبلاگها و شبکههای اجتماعی شروع به شکستن انحصار رسانههای شرکتی کردند؛ وبلاگهای جنگی که از درون عراقِ تحت محاصره منتشر میشدند، دیدگاههایی بیپرده و بدون سانسور ارائه میدادند؛ این در حالی بود که اعتماد عمومی به رسانههای آمریکایی از ۷۲ درصد در سال ۱۹۷۶ به ۲۸ درصد در دوران کنونی سقوط کرده بود.
تسلط نهادهای قدرت بر روایتهای جنگ رو به تزلزل بود، اما این آزادی دیجیتال در آستانه مواجهه با یک ضدحمله قرار داشت؛ همدستی فعال شبکههای جریان اصلی نشان میدهد که اخبار شرکتی همچنان الگوی پایه برای کنترل مدرن اطلاعات محسوب میشوند.
کشتار شاهدان جنایتها توسط رژیم صهیونیستی
در ۱۱ مه ۲۰۲۲ (۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۱)، شیرین ابوعاقله، خبرنگار برجسته شبکه الجزیره، در حالی که مشغول پوشش خبری یورش به اردوگاه آوارگان «جنین» در کرانه باختری اشغالی بود و جلیقهای با نشان واضح Press بر تن داشت، هدف گلوله یک نظامی صهیونیست قرار گرفت و از ناحیه سر مجروح شد و جان باخت.
یک مستند تحقیقی بعدا هویت فرد تیرانداز را آلون اسکاگیو از یگان ویژه دوودوان Duvdevan شناسایی کرد؛ او با هیچ عواقب قانونی مواجه نشد و در عوض، فرمانده یک تیم تکتیرانداز در یک واحد عملیات ویژه دیگر شد، تا اینکه در ژوئن ۲۰۲۴ بر اثر انفجار مواد منفجره در «جنین»، همان شهری که ابو عاقله را به شهادت رسانده بود، کشته شد.
قتل ابوعاقله با الگویی که کمیته حمایت از روزنامهنگاران CPJ پیشتر مستند کرده بود، مطابقت داشت، زیرا دستکم ۲۰ خبرنگار بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۲ توسط آتش ارتش رژیم صهیونیستی کشته شدند و هیچکس هرگز پاسخگو نبود.
جنگ علیه غزه؛ مرگبارترین دوره برای خبرنگاری در تاریخ مدرن
از اکتبر ۲۰۲۳ (مهر ۱۴۰۲) بیش از ۲۵۰ خبرنگار و کارمند رسانهای فلسطینی شهید شدهاند و آخرین گزارش کمیته حمایت از روزنامهنگاران نشان میدهد که سال ۲۰۲۵ مرگبارترین سال برای خبرنگاران در تاریخ بوده و رژیم صهیونیستی مسئول دو سوم مرگ و میر در سراسر جهان است.
رژیم صهیونیستی همچنین ورود مستقل خبرنگاران خارجی به غزه را کاملا ممنوع کرده است، اقدامی بیسابقه برای کشوری که خود را دموکراتیک مینامد! فقط تورهای نظامی کنترلشده مجاز هستند؛ اقدامی که خبرنگاران شرکتکننده آن را «نمایش» توصیف کردهاند.
انجمن مطبوعات خارجی اعلام کرده است که هیچ توجیه امنیتی برای این ممنوعیت فراگیر وجود ندارد؛ منتقدان استدلال میکنند که هدف این ممنوعیت، حفظ فضایی برای انکار واقعیت است و به رژیم صهیونیستی اجازه میدهد گزارشهای خبرنگاران فلسطینی را به بهانه غیرقابلتایید بودن مستقل، رد کند.
وسواس رژیم صهیونیستی برای کنترل روایت، ریشه در یک لحظه تعیینکننده دارد؛ در ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۰ (۹ مهر ۱۳۷۹)، تلویزیون فرانسه تصاویری از محمد الدوره، پسربچه ۱۲ ساله، ضبط کرد که در جریان تبادل آتش در تقاطع نتزاریم در غزه، وحشتزده پشت پدرش پناه گرفته بود و هدف اصابت گلوله قرار میگرفت؛ آن فیلم ۵۹ ثانیهای در سراسر جهان پخش شد و شهادت این پسر به نماد اصلی انتفاضه دوم بدل گشت.
واکنش فوری رژیم صهیونیستی برای وجهه این رژیم فاجعهبار بود: سخنگوی ارتش مسئولیت را پذیرفت و فرض را بر این گذاشت که پسر بر اثر شلیک نظامیان صهیونیست شهید شده است.
سالها بعد، رژیم صهیونیستی تلاش کرد موضع خود را تغییر دهد، اما دیگر خیلی دیر شده بود؛ آن روایت در اذهان تثبیت شده بود و مقامهای صهیونیست بعدها پرونده الدوره را یکی از بزرگترین شکستهای هسبارا (تلاشهای تبلیغاتی و دیپلماتیک رژیم صهیونیستی برای بهبود وجهه خود) دانستند.
درس گرفتهشده از این ماجرا، عمیق و ماندگار بود: باید بلافاصله فضای اطلاعرسانی را با یک روایت متقابل (ضدروایت) اشغال کرد، حتی اگر حقایق هنوز تایید نشده باشند؛ وقتی ابوعاقله در سال ۲۰۲۲ شهید شد، واکنش ارتش رژیم صهیونیستی فوری و تدافعی بود و آنها ظرف یک ساعت روایتی متقابل منتشر کردند.
ماجرای الدوره لحظهای بود که رژیم صهیونیستی به این نتیجه رسید: کنترل روایت و نه لزوما حقیقت کلید پیروزی در جنگ اطلاعاتی است.
- بیشتر بخوانید:
- مستندات یک جنایت جنگی در غزه؛ الگوی هدفگیری خبرنگاران و کادر درمان در بیمارستان ناصر
- ثبت ۱۰۸ حمله به خبرنگاران فلسطینی در کرانه باختری
جبهه هشتم رژیم صهیونیستی کدام است؟
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به صراحت شبکههای اجتماعی را «جبهه هشتم» جنگ این رژیم نامیده است؛ جبههای در کنار میدانهای نبرد فیزیکی که از غزه تا ایران و مناطق میانی آن امتداد دارد.
او اعتراف کرده است که رژیم صهیونیستی در حال باختن جنگ تبلیغاتی است و کاهش حمایتها از این رژیم را به رشد تصاعدی شبکههای اجتماعی و توانایی کاربران در اشتراکگذاری تصاویر بدونسانسور از غزه نسبت داده است.
پس از این اذعان، تعهد مالی تاریخیای صورت گرفت؛ بودجه ماشین تبلیغاتی رژیم صهیونیستی یا همان هسبارا جهشی عظیم داشت و از حدود ۷.۵ میلیون دلار در سال به ۱۵۰ میلیون دلار برای سال ۲۰۲۵ و سپس به ۷۳۰ میلیون دلار برای سال ۲۰۲۶ رسید؛ رقمی که تقریبا ۱۰۰ برابر سطح هزینههای پیش از جنگ است؛ مجموع هزینهها برای کارزارهای اعمال نفوذ از سال ۲۰۲۳ تاکنون از مرز یک میلیارد دلار فراتر رفته است.
یکی از ارکان اصلی این جریان، «گنبد آهنین دیجیتال» است؛ پلتفرمی که خود را نخستین موتور نفوذ حامی رژیم صهیونیستی در جهان معرفی میکند؛ این پلتفرم از کاربران سراسر جهان دعوت میکند تا به یک ارتش دیجیتال بپیوندند و با ثبتنام، پستها، هشتگها و محتوای بصری از پیش آمادهشده و بهینهسازیشده برای اشتراکگذاری را دریافت کنند.
این پلتفرم مدعی است که بیش از ۲۰۰ میلیون تبلیغ هدفمند را در وبسایتهای الجزیره، سیانان، بیبیسی، گاردین و دیگر رسانهها منتشر کرده و به بیش از ۲۰۰ هزار وبسایت دسترسی پیدا کرده است.
رژیم صهیونیستی همچنین با شرکت کلاک تاور ایکس Clock Tower X متعلق به برد پارسکیل، مدیر سابق کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا قراردادهایی به ارزش ۴۶.۵ میلیون دلار منعقد کرد؛ هدف از این کار، تا حدی شکلدهی به خروجیهای چتباتها و نتایج جستوجو از طریق تزریق محتوای حامی رژیم صهیونیستی به دادههایی بود که مدلهای هوش مصنوعی براساس آنها آموزش میبینند.
علاوه بر این، در قالب پروژه استر با بودجه ۹۰۰ هزار دلاری، رژیم صهیونیستی بین ماههای ژوئن تا نوامبر ۲۰۲۵ (خرداد تا آبان ۱۴۰۴) مبالغی بین ۶۱۴۳ تا ۷۳۷۲ دلار برای هر پست به ۱۴ تا ۱۸ اینفلوئنسر آمریکایی پرداخت کرد؛ افرادی که هیچکدام بهعنوان عامل خارجی (لابیگر خارجی) ثبتنام نکرده بودند.
معماری دیجیتال رژیم صهیونیستی نیز بر همین مبنای معامله با مزدوران عمل میکند؛ پرداخت پول به بازیگرانی که از سایهها، دروازههای اطلاعات را دستکاری کنند؛ اکوسیستمی از نامرئیسازی تحمیلی که دامنهاش تا جزیره اپستین نیز کشیده شده است.
الگوریتمهای تسلیحاتیشده رژیم صهیونیستی
دامنه اقدامهای رژیم صهیونیستی به خودِ پلتفرمها نیز کشیده شده است.
تغییر ساختار اجباری فعالیتهای تیکتاک در آمریکا و انتقال آن به زیرمجموعه شرکت اوراکل که از سوی لری الیسون، حامی سرسخت رژیم صهیونیستی، تاسیس شده است، از سوی نتانیاهو اقدامی توصیف شد که میتواند برای رژیم صهیونیستی پیامدهای مهمی داشته باشد؛ اندکی پس از آن، تیکتاک اریکا میندل، مربی سابق ارتش رژیم صهیونیستی را بهعنوان مدیر جدید بخش مقابله با سخنان نفرتانگیز استخدام کرد.
دادههای فاششده نشان میدهد که شرکت متا با حدود ۹۴ درصد از درخواستهای کابینه رژیم صهیونیستی برای حذف محتوا موافقت کرده و بیش از ۹۰ هزار پست حامی فلسطین یا انتقادی را حذف کرده است.
کفه ترازو از پیش به نفع یک طرف سنگینی میکرد؛ اسناد داخلی فاش کردند که متا آستانه اطمینان لازم برای حذف محتوای خصمانه عربی توسط الگوریتمهایش را در خاورمیانه از ۸۰ درصد به ۴۰ درصد و برای محتوای مربوط به فلسطین به تنها ۲۵ درصد کاهش داده است.
کارزارهای رژیم صهیونیستی از این نابرابری الگوریتمی سوءاستفاده کردند، چراکه میدانستند محتوای فلسطینی مدتها قبل از اینکه بتواند روایت رسمی را به چالش بکشد، علامتگذاری و سرکوب خواهد شد.
گویی این تشکیلات عظیم روابط عمومی کافی نبودهاند؛ ان لوستیک، دانشمند علوم سیاسی و الی کلیفتون، روزنامهنگار تحقیقی، در کتاب ۲۰۲۶ خود با عنوان «لابی اسرائیل: آمریکا در چنگال یک قدرت خارجی»، یک جبهه داخلی موازی را مستند میکنند و نشان میدهند که چگونه فرسایش قوانین مالی مبارزات انتخاباتی، شبکهای از اهداکنندگان نخبه را قادر ساخت تا سیاستهای قانونی را دستکاری کرده و بهطور نظاممند مخالفان را ساکت کنند.
استراتژی روشن است: خبرنگاران را بکشید، رسانههای خارجی را ممنوع کنید، رسانههای مخفی را به خدمت بگیرید، الگوریتمها را به سلاح تبدیل کنید و خلأ را با تبلیغات گزینشی پر کنید.
ترکیب هدفگیری فیزیکی، یک سیستم مخفی که دسترسی را با انطباق معامله میکند، ادغام شرکتی رسانههای قدیمی، یک ماشین نفوذ میلیارد دلاری و سوگیری الگوریتمی شرکتهای بزرگ فناوری، جهانی را ایجاد کرده است که در آن دیگر جنگ با چشم دیده نمیشود.
مردم چیزی را میبینند که سیستم میخواهد ببینند، یک تغییر جهت حیرتانگیز، با توجه به اینکه نسلکشی در غزه توسط قربانیان خودش بهصورت زنده پخش شد، کسانی که گوشیهای هوشمند را به ابزاری برای شهادت بدون واسطه تبدیل کردند.
محدودیتهای تبلیغاتی رژیم صهیونیستی
با وجود تمام میلیاردها دلاری که خرج شد، اینفلوئنسرهایی که استخدام شدند و الگوریتمها بهعنوان سلاح، هیچکدام از اینها کارساز نبوده است.
مرکز تحقیقات پیو در بهار امسال دریافت که ۶۰ درصد از بزرگسالان آمریکایی دیدگاه نامطلوبی نسبت به رژیم صهیونیستی دارند؛ گالوپ در ماه فوریه گزارش داد که برای نخستین بار در یک ربع قرن نظرسنجی، آمریکاییهای بیشتری با فلسطینیها نسبت به صهیونیستها همدردی میکنند.
این اعداد در اروپا حتی واضحتر است؛ در ۶ کشور اروپای غربی، بین ۶۳ تا ۷۰ درصد دیدگاه نامطلوبی دارند، در حالی که در آلمان کشوری که هویت پس از جنگ آن به شکلی عمیق با حمایت از رژیم صهیونیستی گره خورده است، ۷۳ درصد اکنون این کشور را نامطلوب میدانند؛ در میان جمعیت حیاتی ۱۸ تا ۳۴ ساله، نظرهای منفی در آمریکا به ۷۴ درصد و در انگلیس به ۷۸ درصد افزایش مییابد.
گنبد آهنین دیجیتال به بنای یادبودی برای محدودیتهای تبلیغات تبدیل شده است.
هیچ میزان دستکاری الگوریتمی نمیتواند شواهد بصری از غزه، شهادت خبرنگارانی که جان خود را به خطر میاندازند یا اجماع اخلاقی جهانی رو به رشد مبنی بر نادرست بودن آنچه اتفاق میافتد، پاک کند؛ آنچه جهان در جریان نسلکشی غزه به چشم دید، هرگز از یاد نخواهد رفت؛ مهم نیست فیلترهای دیجیتال چقدر سختگیرانه اعمال شوند.
هشتمین جبهه نتانیاهو در نبرد افکار عمومی پیروز نشده، بلکه شکست خورده و با این کار، یک نسل کامل را از خود بیگانه کرده است.
شاید سکوت بر شبکههای اجتماعی تحمیل شده باشد، اما جهان همچنان نظارهگر است و تصمیم خود را گرفته است؛ پلتفرمها باید درباره الگوریتمهای نظارتی و تعدیل محتوایشان شفافسازی کنند، باید از خبرنگاران مستقل و سازمانهایی که حامی آنها هستند، پشتیبانی شود و باید گنبد آهنین دیجیتال و صنعتِ میلیارد دلار اعمال نفوذ پشت آن افشا شود.
تا زمانی که کسی بابت قتل خبرنگاران پاسخگو نباشد، این الگو در غزه، لبنان، ایران و هر جای دیگری که قدرت بخواهد در تاریکی عمل کند، تکرار خواهد شد.
همان نیروهایی که خبرنگاران را به سکوت واداشتند و پلتفرمها را تحت کنترل خود درآوردند، اکنون به سراغ خود هوش مصنوعی رفتهاند؛ این واقعیت هولناک مسمومسازی مدلهای زبانی بزرگ LLM است: دولتها عامدانه اکوسیستم دیجیتال را با تبلیغات جهتدار آلوده میکنند و مدلهای هوش مصنوعی آینده را وادار میسازند تا دروغها را بهعنوان حقیقت عینی بپذیرند، تا جایی که روایت اصیل برای همیشه محو شود.
اگر آنها موفق شوند، ممکن است هوش مصنوعی دیگر واقعیتها را درباره غزه، ایران یا ناوهای جنگی خلیج فارس نشان ندهد؛ ممکن است پاسخی ماهرانه و طراحیشده برای حفظ قدرت ارائه دهد و کاربران هرگز نخواهند دانست چه چیزی به آنها نشان داده نشده است.
این مرحله نهایی کنترل است: نه سانسور، بلکه توهم دسترسی به اطلاعات؛ ما صرفا در دنیایی از دروغ زندگی نخواهیم کرد، بلکه در دنیایی خواهیم زیست که حقیقت دیگر در دسترس ما نیست و حتی متوجه نخواهیم شد که آن را از دست دادهایم.
حقیقت در قرن بیستویکم اینگونه میمیرد.
انتهای پیام/
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.