یادداشت مهمان_رحیم کارگر، استاد مرکز تخصصی مهدویت و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی- پژوهشکده آینده پژوهی و مهدویت: در جمع بندی و نتیجه گیری یادداشت های گذشته می توان به این ایده روشن رسید که: انتظار در اندیشه مهدویت، نحوهای از فعال بودن و مسئولانه زیستن در نسبت با آینده مطلوب است که در آن انسان منتظر میکوشد شخصیت، رفتار و محیط اجتماعی خود را با ارزشهای آن آینده هماهنگ سازد. از همین رو، انتظار را باید در پیوند با ایمان، عمل، خودسازی و آمادگی و… فهم کرد.
قرآن کریم در بیان وعده استخلاف مؤمنان در زمین، ایمان و عمل صالح را در کنار یکدیگر قرار میدهد: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنوا مِنکُم وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الأَرض…» (نور: ۵۵). این آیه نشان میدهد که آینده مطلوب قرآنی با وضعیت اخلاقی و عملی انسان و جامعه مؤمن بیارتباط نیست. آینده در منطق قرآن، با ایمان و عمل صالح و امیدوار بودن به آینده و تحقق وعده الهی نسبتی بنیادین دارد.
در روایات مهدوی نیز همین پیوند دیده میشود. امام صادق(ع) میفرماید: «مَن سرَّه أن یکون من أصحاب القائم فلینتظر، ولیعمل بالورع ومحاسن الأخلاق»؛ هرکس خشنود میشود که از یاران قائم باشد، باید انتظار بکشد و در دوران انتظار به تقوا و نیکوییهای اخلاقی عمل کند (الغیبة نعمانی، باب ۱۱، ح ۱۶). بنابراین انتظار حقیقی، صرفاً یک حالت عاطفی یا ذهنی نیست؛ انتظار باید انسان را تغییر دهد.
بر این اساس، دوران غیبت را میتوان عرصه آمادگی و ظرفیتسازی برای آینده موعود دانست. منتظر، در این دوران خود را میسازد، خانواده را کانون محبت و کرامت میکند، نسل آینده را با امید و معرفت تربیت میکند، در اصلاح جامعه مشارکت میورزد، دانش و آگاهی خود را افزایش میدهد و نسبت به ظلم، تبعیض و فساد بیتفاوت نمیماند. انتظار همچنین بدون پیوند معنوی با خدا و امام، به فعالیتی صرفاً اجتماعی فروکاسته میشود؛ بنابراین، معنویت و معرفت امام، قلب این فرایند آمادگی است.
از این منظر، انتظار یک فرایند چندلایه است که از خودسازی آغاز میشود و به خانوادهسازی، نسلسازی، جامعهسازی، فرهنگسازی، عدالتخواهی و در نهایت تمدنسازی امتداد مییابد. در واقع اینجاست که انتظار از یک «چشمبهراهی منفعل» به یک منطق فعال برای آیندهسازی تبدیل میشود. اگر آینده موعود، آینده عدالت است، باید عدالت را از امروز تمرین کرد؛ اگر آینده، آینده کرامت انسان است، باید کرامت را در خانواده و جامعه پاس داشت؛ اگر آینده، آینده علم و آگاهی است، باید دانایی و توانایی تولید کرد؛ و اگر آینده، آینده توحید و معنویت است، باید رابطه با خدا و امام را در زندگی امروز عمیقتر ساخت.
از این رو، میتوان انتظار را «منطق دینی آمادگی تاریخی برای آینده موعود» نامید؛ منطقی که در آن، آینده فقط موضوع دعا و آرزو نیست، بلکه افقی برای تربیت انسان، اصلاح جامعه و جهتدهی به حرکت تاریخی است.