افزونه جلالی را نصب کنید.
- درمان ناباروری؛ فرصتی برای سلامت، اشتغال و ارزآوری که نباید از دست برود
- درمان ناباروری؛ فرصتی برای سلامت، اشتغال و ارزآوری که نباید از دست برود
- ایران چند میلیون تن سنگ تولید میکند؟ / سنگهایی که سر راه صادرات را بستهاند
- فوری / مجلس مبلغ افزایش حقوق کارمندان را اعلام کرد
- پاویون تجارت ایران در مسیر بازار اوراسیا | آغاز تسهیل راه برای تجار
- سهم ناچیز کشور از بازار جهانی سنگ | هدفگذاری برای ۵ میلیارد دلار صادرات
- روایت ذوالفقاری از مجاهدت سبزپوشان فراجا
- تبعات کاهش کارکرد خانواده در گرایش نوجوانان به اعتیاد
- شرط التزام به ولایت فقیه را از آییننامه جذب اساتید حذف کردهاند
درمان ناباروری؛ فرصتی برای سلامت، اشتغال و ارزآوری که نباید از دست برود
از ۱۶۰ مرکز درمان ناباروری تا فرصت چندمیلیوندلاری گردشگری سلامت؛ چرا ایران باید از کسبوکارهای فعال در این حوزه حمایت کند؟
در سالهایی که اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری به افزایش تابآوری، توسعه صادرات غیرنفتی و ورود ارز نیاز دارد، شاید یکی از ظرفیتهایی که کمتر از اندازه واقعی خود دیده شده، «گردشگری سلامت» باشد؛ حوزهای که برخلاف بسیاری از صنایع صادراتی، الزاماً به صادرات یک کالای فیزیکی وابسته نیست و میتواند دانش پزشک، توانمندی بیمارستان، خدمات آزمایشگاهی، اقامت، حملونقل و دهها خدمت دیگر را به درآمد ارزی تبدیل کند.
در میان شاخههای مختلف گردشگری سلامت نیز درمان ناباروری جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا بیمار برای دریافت خدمات تخصصی، گاهی ناچار است چند هفته یا حتی چند ماه در کشور مقصد حضور داشته باشد و در نتیجه، هزینهای که وارد اقتصاد کشور میکند صرفاً محدود به مبلغ پرداختی به مرکز درمانی نیست.
ایران امروز در درمان ناباروری چه ظرفیتی دارد؟
تصویر ایران در حوزه درمان ناباروری با آنچه گاهی در روایتهای بیرونی از نظام پزشکی کشور ارائه میشود، فاصله دارد.
پروانه افشاریان، متخصص ناباروری در پژوهشگاه رویان، در گفتوگویی که مهرماه ۱۴۰۵ توسط همشهری آنلاین منتشر شد، اعلام کرد که تقریباً همه درمانهای نوین ناباروری در کشور ارائه میشود و بیش از ۱۰۰ مرکز در این حوزه فعالیت دارند.
از سوی دیگر، حمید چوبینه، رئیس انجمن تخصصی باروری و ناباروری ایران، در شهریورماه ۱۴۰۵ از وجود حدود ۳ تا ۳.۵ میلیون نفر جمعیت نابارور در کشور و فعالیت حدود ۱۶۰ مرکز درمان ناباروری سخن گفت. او همچنین به ثبت حدود ۷ تا ۸ هزار تولد سالانه حاصل از درمانهای تخصصی ناباروری اشاره کرد و بر ضرورت بررسی فاصله میان ظرفیت موجود و خروجی درمانی تأکید داشت.
این اعداد یک پیام روشن دارند: ایران تنها صاحب چند مرکز محدود درمان ناباروری نیست؛ بلکه در طول چند دهه، مجموعهای از دانش، نیروی انسانی متخصص، مراکز درمانی، آزمایشگاهها و زیرساختهای علمی در حوزه پزشکی تولیدمثل شکل گرفته است.
حتی پژوهشهای علمی منتشرشده درباره وضعیت فناوریهای کمکباروری در ایران نیز نشان دادهاند که روشهایی مانند اهدای گامت و جنین و رحم جایگزین در کشور مورد استفاده قرار گرفتهاند و همین ویژگی میتواند برای برخی بیماران بینالمللی، بهویژه در کشورهایی که محدودیتهای قانونی یا فرهنگی بیشتری دارند، اهمیت داشته باشد.
وقتی بیمار خارجی وارد ایران میشود، فقط هزینه درمان نمیکند
نگاه کردن به بیمار خارجی صرفاً بهعنوان «یک بیمار» شاید بخش کوچکی از واقعیت اقتصادی گردشگری سلامت باشد.
یک زوج خارجی که برای درمان ناباروری وارد ایران میشود، علاوه بر هزینههای پزشکی، برای اقامت، غذا، حملونقل، مترجم، همراه، پرواز، خرید و سایر خدمات نیز هزینه میکند.
به همین دلیل، درمان ناباروری میتواند زنجیرهای از فعالیت اقتصادی ایجاد کند که از پزشک و آزمایشگاه آغاز میشود و به هتل، راننده، رستوران، شرکت گردشگری، مترجم، خدمات بیمه، خدمات حقوقی و حتی تولیدکنندگان تجهیزات و داروهای پزشکی میرسد.
در سال ۱۴۰۴ نیز مدیرکل دفتر بازاریابی و توسعه گردشگری خارجی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری سلامت را یکی از ظرفیتهای اقتصادی کشور دانسته و از ورود حدود یک تا ۱.۲ میلیون گردشگر سلامت در سال گذشته سخن گفته بود؛ آماری که البته مجموعه خدماتی مانند جراحی زیبایی، کاشت مو، پیوند و درمان ناباروری را دربر میگیرد.
بنابراین، توسعه درمان ناباروری برای بیماران بینالمللی را نباید صرفاً یک فعالیت پزشکی دانست؛ این حوزه میتواند بخشی از اقتصاد خدمات صادراتی ایران باشد.
هر زوج خارجی، چند بشکه نفت؟
برای درک بهتر مقیاس موضوع، میتوان یک مقایسه ساده انجام داد.
فرض کنیم یک زوج خارجی برای یک برنامه درمان ناباروری در ایران، در حداقل حالت حدود ۱۸ هزار دلار برای پکیج درمانی هزینه کند و با در نظر گرفتن اقامت، غذا، رفتوآمد و سایر هزینهها، مجموع ورود ارز به اقتصاد کشور به حدود ۲۰ هزار دلار برسد.
این عدد را نباید با «درآمد خالص دولت از نفت» مقایسه کرد؛ اما اگر صرفاً بخواهیم ارزش ناخالص آن را با فروش نفت مقایسه کنیم، در قیمت حدود ۱۰۰ دلار برای هر بشکه، ۲۰ هزار دلار تقریباً معادل ارزش فروش ۲۰۰ بشکه نفت است.
برای مقایسه، قیمت نفت برنت در اواخر سپتامبر ۲۰۲۶ حدود ۱۰۳.۵ دلار در هر بشکه گزارش شده بود.
یعنی در یک محاسبه ساده، هزینهای که یک زوج برای درمان و اقامت در ایران وارد اقتصاد کشور میکند، از نظر ارزش دلاری میتواند معادل درآمد فروش حدود ۱۹۰ تا ۲۰۰ بشکه نفت باشد؛ البته با این تفاوت مهم که در گردشگری سلامت، ارزش ایجادشده مستقیماً از ارائه خدمات، دانش و ظرفیت انسانی داخل کشور حاصل میشود.
این مقایسه قرار نیست جایگزین درآمد نفتی شود؛ پیام آن چیز دیگری است:
اقتصاد ایران برای ارزآوری فقط به چاه نفت وابسته نیست.
پزشک، دانشمند، بیمارستان، آزمایشگاه، هتل، گردشگر و حتی یک کسبوکار کوچک گردشگری سلامت نیز میتوانند بخشی از ارز مورد نیاز کشور را وارد کنند.
اگر بهجای صدها یا هزاران بشکه نفت، هزاران بیمار خارجی وارد کشور شوند، اقتصاد خدمات پزشکی میتواند به یک جریان پایدار و غیرنفتی ارزآوری تبدیل شود.
اما یک فرصت بزرگ، بدون سیاستگذاری درست میتواند به تهدید تبدیل شود
یکی از مشکلات جدی در مسیر توسعه گردشگری سلامت، فقط مسئله پزشکی نیست.
بیمار بینالمللی قبل از آنکه وارد اتاق عمل شود، با مجموعهای از پرسشهای حقوقی، اقامتی، مهاجرتی و اداری روبهرو است.
این مسئله در درمانهایی مانند رحم جایگزین اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا موضوع تنها درمان یک بیمار نیست، بلکه تولد یک کودک و وضعیت حقوقی والدین و کودک نیز مطرح است.
در ایران سالهاست درباره مسائل حقوقی رحم جایگزین بحث وجود دارد و حتی گزارشهای حقوقی و رسانهای نیز به نبود یک قانون جامع و اختصاصی درباره رحم جایگزین اشاره کردهاند.
در چنین شرایطی، اگر یک دستگاه برای ارائه خدمات درمانی به بیمار خارجی مجوز یا چارچوبی تعریف کند اما دستگاه دیگری درباره خروج والدین یا کودک، مدارک لازم یا وضعیت اقامتی برداشت متفاوتی داشته باشد، نتیجه برای بیمار چیزی جز بلاتکلیفی نخواهد بود.
فعالان این حوزه نیز با چنین دغدغههایی مواجهاند و یکی از مطالبات مهم، ایجاد یک فرآیند شفاف و هماهنگ میان وزارت بهداشت، وزارت کشور، پلیس، اداره گذرنامه، دستگاه قضایی و سایر نهادهای مرتبط است.
موضوع بسیار ساده است:
بیماری که برای درمان وارد ایران میشود نباید در میان چند دستگاه مختلف سرگردان شود.
اگر ایران میخواهد مقصد جدی گردشگری سلامت باشد، باید از مرحله تبلیغ عبور کند و برای تمام مسیر بیمار، از ورود تا درمان و بازگشت، یک نقشه راه مشخص داشته باشد.
گره دیگری که کمتر درباره آن صحبت میشود؛ بازاریابی بینالمللی
حتی اگر بهترین پزشکان، بهترین آزمایشگاهها و بهترین خدمات را داشته باشیم، یک سؤال باقی میماند:
بیمار خارجی چگونه باید بفهمد ایران چنین ظرفیتی دارد؟
اینجاست که یکی از بزرگترین مشکلات کسبوکارهای ایرانی آشکار میشود.
بازاریابی بینالمللی هزینه دارد؛ بهخصوص در حوزه پزشکی که اعتمادسازی، تولید محتوای تخصصی، حضور در موتورهای جستوجو، شبکههای اجتماعی، ارتباط با رسانههای خارجی و پاسخگویی چندزبانه، همگی نیازمند سرمایهگذاری هستند.
از طرف دیگر، محدودیتهای بینالمللی، دسترسی کسبوکارهای مستقر در ایران به برخی ابزارهای تبلیغات دیجیتال را نیز دشوار کرده است. برای نمونه، خود Google اعلام کرده است که Google Ads برای تبلیغکنندگان مستقر در ایران در دسترس نیست و این محدودیت را به رعایت تحریمهای OFAC نسبت داده است.
در نتیجه، شرکتی که در یک کشور دیگر میتواند با چند کمپین تبلیغاتی، خدمات پزشکی خود را به میلیونها کاربر معرفی کند، در ایران ممکن است مجبور باشد بخش بسیار بیشتری از مسیر را با تولید محتوا، روابط عمومی، سئو، رسانه، ارتباطات بینالمللی و تلاش انسانی طی کند.
این موضوع برای شرکتهای بزرگ نیز دشوار است؛ چه رسد به کسبوکارهای کوچک و نوپا.
چرا حمایت از کسبوکارهای کوچک مهم است؟
در اقتصاد، همه شرکتهای بزرگ از روز اول بزرگ نبودهاند.
بسیاری از مجموعههایی که امروز بخشی از یک صنعت محسوب میشوند، روزی تنها یک ایده، یک تیم کوچک و مقدار محدودی سرمایه داشتهاند.
VitaLife نیز خود را در همین نقطه میبیند.
این مجموعه نه یک غول اقتصادی است و نه مجموعهای با پشتوانه نامحدود مالی.
یک نهال است.
نهالی که تلاش میکند در حوزه درمان ناباروری و گردشگری سلامت فعالیت کند، بیماران خارجی را با ظرفیتهای درمانی ایران آشنا کند و بخشی از ارز مورد نیاز اقتصاد کشور را از مسیر ارائه خدمات پزشکی وارد ایران کند.
شاید یک شرکت کوچک نتواند بهتنهایی اقتصاد یک کشور را تغییر دهد؛ اما اگر صدها مجموعه کوچک و متوسط در حوزههای مختلف گردشگری سلامت، فناوری، صادرات، تولید، خدمات و پزشکی شکل بگیرند، داستان کاملاً متفاوت خواهد بود.
اقتصادهای بزرگ، از جمع شدن همین تلاشهای کوچک ساخته میشوند.
«قطرهقطره جمع گردد، وانگهی دریا شود»
شاید یکی از نخستین ضربالمثلهایی که هر ایرانی در کودکی میآموزد این باشد:
قطرهقطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.
داستان پدری که برای فرزندانش دستهای چوب آورد و از آنها خواست دسته را بشکنند نیز دقیقاً همین مفهوم را منتقل میکند؛ چوبهای جداگانه بهراحتی شکسته میشوند، اما مجموعه آنها قدرت دیگری دارد.
گردشگری سلامت ایران نیز به همین نگاه نیاز دارد.
امروز شرکتهای مختلفی در حوزه مدیکال توریسم فعالیت میکنند؛ از درمان ناباروری گرفته تا جراحی، دندانپزشکی، زیبایی و سایر خدمات تخصصی.
اما اگر هر مجموعه بهصورت جزیرهای فعالیت کند، اگر رقابت به تخریب یکدیگر تبدیل شود، اگر اطلاعات نادرست درباره رقیب منتشر شود یا شرکتها بهجای توسعه بازار خارجی، تمام انرژی خود را صرف گرفتن سهم یکدیگر کنند، در نهایت همه بازنده خواهند بود.
بازار جهانی آنقدر بزرگ است که فعالان ایرانی میتوانند به جای جنگیدن برای چند بیمار موجود، برای ورود بیماران جدید به ایران تلاش کنند.
ایران به روایت واقعی خودش نیاز دارد
یکی دیگر از موضوعاتی که در توسعه گردشگری سلامت نباید نادیده گرفت، مسئله تصویر ایران در افکار عمومی جهان است.
سالهاست بخش قابل توجهی از مخاطبان خارجی، ایران را از دریچه روایتهای رسانهای مختلف میشناسند؛ روایتهایی که گاهی تصویری یکبعدی از جامعه، پزشکی، دانشگاهها و زندگی روزمره ایرانیان ارائه میکنند.
در اینجا نیازی به اغراق نداریم.
لازم نیست ایران را بهتر از واقعیت نشان دهیم.
کافی است واقعیت ایران را نشان دهیم.
کافی است یک بیمار خارجی ببیند که در ایران پزشک متخصص وجود دارد، آزمایشگاه پیشرفته فعالیت میکند، پژوهشگاههایی مانند رویان در عرصه پزشکی تولیدمثل شناخته شدهاند، مراکز درمان ناباروری در شهرهای مختلف کشور فعال هستند و خدمات پزشکی با هزینه رقابتی ارائه میشود.
پژوهشگاه رویان نیز طی سالهای گذشته میزبان بیماران خارجی بوده و در مرداد ۱۴۰۵، رئیس این پژوهشگاه از مراجعه بیش از ۵۰۰ زوج نابارور خارجی در سالهای پیش از تشدید برخی محدودیتهای منطقهای و عملیاتی خبر داده بود.
اینها نیاز به تبلیغ اغراقآمیز ندارد.
واقعیت، اگر درست روایت شود، خودش میتواند بهترین تبلیغ باشد.
حمایت از گردشگری سلامت، حمایت از یک زنجیره اقتصادی است
وقتی از حمایت از یک شرکت گردشگری سلامت صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم که قرار است صرفاً از یک شرکت خصوصی حمایت شود.
حمایت از این کسبوکارها میتواند به معنای حمایت از مجموعهای از مشاغل باشد:
پزشک، پرستار، جنینشناس، آزمایشگاه، بیمارستان، مترجم، هتل، راننده، آژانس مسافرتی، تولیدکننده تجهیزات پزشکی، شرکت دارویی، خدمات حقوقی، خدمات فناوری، شرکتهای دیجیتال مارکتینگ و دهها شغل دیگر.
یک بیمار خارجی که وارد ایران میشود، در واقع یک «زنجیره اقتصادی» را با خود وارد کشور میکند.
به همین دلیل، حمایت از گردشگری سلامت را باید بخشی از سیاست توسعه صادرات خدمات دانست.
مطالبه امروز؛ هماهنگی، نه امتیاز ویژه
فعالان این حوزه لزوماً انتظار امتیاز ویژه ندارند.
آنچه مورد نیاز است، بیش از هر چیز قانون روشن، فرآیند شفاف، هماهنگی بین دستگاهی و امکان رقابت سالم است.
اگر درمان یک بیمار خارجی از نظر پزشکی امکانپذیر است، مسیر ورود او مشخص است، مرکز درمانی مجوزهای لازم را دارد و هزینه درمان نیز به شکل شفاف دریافت میشود، باید از ابتدا مشخص باشد که وضعیت اقامت بیمار، والدین، کودک، مدارک تولد و خروج از کشور چگونه خواهد بود.
وجود اختلاف برداشت یا نبود هماهنگی میان دستگاهها میتواند تمام مزیت رقابتی ایران را تحت تأثیر قرار دهد.
در مقابل، یک سامانه یا دستورالعمل مشترک که تمام مراحل را مشخص کند، میتواند اعتماد بیماران خارجی و فعالان این صنعت را به شکل محسوسی افزایش دهد.
VitaLife؛ یک نهال با یک رؤیای بزرگ
VitaLife امروز یک مجموعه بزرگ اقتصادی نیست.
یک نهال است.
نهالی که تلاش میکند در زمین ایران رشد کند و در حوزه درمان ناباروری و گردشگری سلامت، پلی میان ظرفیت پزشکی ایران و خانوادههایی باشد که در کشورهای مختلف به دنبال درمان هستند.
شاید امروز تعداد بیمارانی که یک مجموعه کوچک میتواند به ایران بیاورد، در مقایسه با ظرفیت اقتصاد کشور عدد بزرگی نباشد.
اما اقتصاد با همین قدمهای کوچک ساخته میشود.
یک بیمار، یک خانواده، یک شغل، یک هتل، یک پزشک، یک آزمایشگاه، یک سفر و یک دلار ارزآوری؛ وقتی اینها کنار یکدیگر قرار بگیرند، میتوانند به یک جریان اقتصادی تبدیل شوند.
رویای چنین مجموعهای این نیست که یکشبه اقتصاد ایران را تغییر دهد.
رویای آن این است که رشد کند؛ از یک نهال به درختی تنومند تبدیل شود و در کنار صدها مجموعه دیگر، بخشی از یک جنگل اقتصادی بزرگ باشد.
جنگلی که در آن شرکتهای ایرانی به جای حذف یکدیگر، به رشد یکدیگر کمک کنند.
جایی که موفقیت یک شرکت به معنای کوچکتر شدن شرکت دیگر نباشد.
جایی که ورود هر بیمار خارجی به ایران، به جای آنکه فقط موفقیت یک مرکز درمانی تلقی شود، موفقیت بخشی از اقتصاد کشور باشد.
امروز بیش از هر زمان دیگری به هم نیاز داریم
ایران امروز به تابآوری اقتصادی نیاز دارد.
این تابآوری تنها با نفت، تنها با دولت و تنها با شرکتهای بزرگ ساخته نمیشود.
با کنار هم قرار گرفتن میلیونها تلاش کوچک ساخته میشود.
با پزشکانی که دانش خود را حفظ میکنند.
با پژوهشگرانی که مهاجرت نکردهاند و به کار خود ادامه میدهند.
با شرکتهایی که با وجود محدودیتهای بازاریابی، بازارهای بینالمللی را دنبال میکنند.
با رسانههایی که واقعیت ظرفیتهای ایران را روایت میکنند.
با مسئولانی که موانع اداری را کاهش میدهند.
و با کسبوکارهایی که به جای چپاول یکدیگر، تلاش میکنند پول جدید وارد اقتصاد کشور کنند.
ما به جای آنکه بخواهیم یکدیگر را حذف کنیم، باید بازار ایران را بزرگتر کنیم.
هر بیمار خارجی که برای درمان وارد ایران میشود، یک فرصت است.
هر دلار که برای خدمات پزشکی، اقامت، حملونقل و گردشگری وارد کشور میشود، یک فرصت است.
و هر شرکت ایرانی که بتواند این جریان را ایجاد کند، فارغ از اندازهاش، بخشی از راهحل است.
VitaLife نیز خود را یکی از همین نهالهای کوچک میداند؛ نهالی که برای بزرگ شدن به تلاش، صبر، دانش، اعتماد، دعا و مهمتر از همه همکاری نیاز دارد.
شاید هیچکدام از ما بهتنهایی نتوانیم اقتصاد ایران را دگرگون کنیم.
اما اگر هزاران نهال در کنار یکدیگر رشد کنند، روزی میتوانند جنگلی بسازند که هیچ طوفانی بهسادگی نتواند آن را از بین ببرد.
قطرهقطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.
و شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، وقت آن رسیده باشد که به جای پرسیدن اینکه «چه کسی قرار است اقتصاد ایران را نجات دهد؟»، از خودمان بپرسیم:
من، شرکت من، رسانه من و تخصص من چه چیزی میتوانیم به این اقتصاد اضافه کنیم؟
در آخر خوشحال میشم به سایتهای من سر بزنید و اگر برای بهبودشون میتونید بهمون کمکی کنید، حتما بفرمایید:
- vitalifefertility.com/
- http://cheapsurrogacy.com/
- https://surrogatemothermeaning.com/
- https://surrogacylaws.info/
محمد مهدی ثابت عهد
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
به نظرم اگر قرار باشه درمان ناباروری به یک بخش جدی از گردشگری سلامت تبدیل بشه، مهمترین مانع فعلی بیشتر مسائل حقوقیه یا بازاریابی بینالمللی؟
هر دو عامل مهماند، اما نبود فرآیندهای شفاف حقوقی و اداری میتواند مستقیماً روی اعتماد بیمار خارجی اثر بگذارد و باید همزمان با بازاریابی مورد توجه قرار گیرد.