به گزارش خبرنگار مهر، کشف نسخ خطی در طول تاریخ به رمزگشایی از بسیاری نقاط دیده نشده و مجهول مانده کمک کرده است. در حقیقت نسخ خطی نیز همچون دیگر آثار تاریخی بخشی از پازل کمک کننده به شناخت تاریخ هستند که می توانند ذهن محققین و دانشمندان را در زمینه شناخت دوره های متفاوت تاریخی کمک کنند. گاه از دل مخروبه ها و ابنیه های گذشتگان سند و دست نوشته ای سر بیرون می آورد که می تواند کمک بزرگی به تاریخ پژهان و تاریخ نویسان داشته باشد و همین مسئله اهمیت نسخ خطی را نشان می دهد.
در سال ۲۰۲۴ متنی ناشناخته در مجموعه نسخههای خطی صومعۀ سنت کاترین در شبهجزیرهٔ سینا شناسایی شد که با نام وقایعنامه مارونی ۷۱۳ شناخته میشود. هرچند نسخۀ موجود در واقع ترجمهای عربی از یک متن گمشده سریانی و متعلق به قرن ۵-۶ هجری است، اما اصل سریانی آن به حدود سال ۷۱۲–۷۱۳ میلادی / ۹۳-۹۴ هجری قمری بازمیگردد و از کهنترین گزارشهای غیراسلامی دربارۀ سدۀ نخست هجری به شمار میرود. این سالشمار در واقع متضمن یکی از متقدمترین اشارهها در منابع غیراسلامی به فتوحات اولیه، اختلافات داخلی مسلمانان و البته، مسئلۀ جمع و تدوین قرآن در زمان خلیفۀ سوم است.
صفحات سالنامه توسط یک جامعه مسیحی سریانی نگاشته شده که زمانی خود را با قسطنطنیه همسو میدانستند (اما به تدریج بر سر مسائل اعتقادی از آن فاصله گرفتند)؛ با این حال، از طریق آن میتوان نگاهی کمنظیر به اصلاحات و تغییرات شرق در دوره اسلامی داشت.
تدوین قرآن در منابع سریانی
این وقایعنامه اشاره میکند که پیامبر اسلام ده سال رهبری اعراب را برعهده داشت و کتاب خود را برای آنان نسخهبرداری کرد؛ همچنانکه تصریح میکند عثمانبنعفان -که از کاتبان پیامبر معرفی شده- کتاب را برای اعراب گردآوری و تدوین کرد و دستور داد تنها همین نسخه رسمی مبنا قرار گرفته و دیگر نسخهها سوزانده شود. جنبهای از اهمیت این سالشمار در همین نکته نهفته است. در اینجا برای نخستینبار، گزارش سنتی از جمع و تدوین قرآن در زمان خلیفه سوم توسط یک منبع غیراسلامی گواهی میشود.
مسئلۀ جالبتوجه دیگر اشاره متن به این نکته است که اعراب غربی جملگی مطیع عثمان بودند، در حالی که گروهی از اعراب شرقی با او مخالفت میکردهاند. نیز، این وقایعنامه از «الحروریین» («خوارج» در منابع اسلامی) در مقام گروهی که همواره با عثمان مخالف بودهاند یاد میکند. در ادامه، این متن به درگیری میان اعراب غربی بهرهبری معاویه و اعراب شرقی بهرهبری علیبنأبیطالب بر سر ماجرای قتل عثمان اشاره کرده و وقوع جنگ صفین را گزارش میکند. با اینحال، بخش مربوط به شرح جنگ صفین در نسخۀ موجود از بین رفته است.
دوران معاویه و پس از آن
این متن سپس به جنگهای معاویه با بیزانسیان میپردازد و پس از اشارهای مختصر به کسانی چون یزید و مروان، گزارشی از تثبیت قدرت عبدالملکبنمروان و تحولات سیاسی دوران او ارائه میکند.
آدریان سی. پیرتیا در مقاله خود با عنوان «یک تاریخ جهانیِ تاکنون ناشناخته از اوایل قرن هشتم: یادداشتهایی مقدماتی بر رویدادنامه مارونی ۷۱۳» به معرفی این رویدادنامهی جهانیِ مسیحی به زبان عربی که تا پیش از این ناشناخته بود می پردازد.
این رویدادنامه عربی که تنها در یک نسخۀ خطی متعلق به سدۀ سیزدهم میلادی (با شناسۀ Sinai Ar. 597) باقی مانده، ترجمهای است از یک اثر گمشدۀ سریانی که در اصل در سالهای ۷۱۲-۷۱۳ میلادی/۹۳-۹۴ هجری قمری نگاشته شده است؛ این اثر احتمالاً در یک محیطِ مونوثلیت (تکارادهگرا) سریانی که روابط نزدیکی با صومعهی مار مارون داشتهاند، به رشتۀ تحریر درآمده است.
رویدادنامه، تاریخ جهان را از آدم تا سالهای ۶۹۲-۶۹۳ میلادی در بر میگیرد و شباهتهای متعددی با آنچه «منبع شرقی» نامیده میشود، از خود نشان میدهد؛ همان منبعی که اساسِ کارِ رویدادنامههای تئوفانس (Theophanes)، میخائیل سریانی، آگاپیوس منبجی و رویدادنامۀ ناشناسِ سریانی ۱۲۳۴ بوده است. به منظور نشان دادن پیوندها میان این منابع و این رویدادنامۀ جدید، این یادداشت پژوهشی به عنوان یک پژوهش موردی، قطعهای را که به بررسی رویدادهای مهم سالهای ۶۳۳-۶۳۴ میلادی میپردازد، تحلیل میکند. استدلال نویسنده آن است که رویدادنامۀ مارونی ۷۱۳ گاهشماریِ متفاوتی از رویدادهای این سال ارائه میدهد و از این رو، منبعی مستقل برای مراحل اولیۀ فتوحات اعراب به شمار میرود. یک پژوهش جامعتر، به همراهِ تصحیح انتقادی و ترجمۀ همراه با توضیحات (حاشیهنویسی) از این رویدادنامۀ جدید، در دستِ تهیه است.»
صفحات این اثر که تنها به صورت یک نسخه خطی ناقص متعلق به قرن سیزدهم باقی مانده تا حدودی به هم چسبیده بودند. دیجیتالیسازی با وضوح بالا توسط «کتابخانه الکترونیکی نسخههای خطی اولیه» و دسترسی آزاد از طریق «کتابخانه دیجیتال نسخههای خطی سینا» به دانشمندان اجازه داد تا برای نخستین بار متن را با جزئیات دقیق مطالعه کنند.
جنگ بیزانس و ساسانی
پیرتیا توضیح میدهد: از زمان شناسایی و تجزیه و تحلیل اولیه من، به طور فزایندهای روشن شده است که این یک سالنامه جهانی مسیحی است که پیش از این ناشناخته بود.
ارزشمندترین بخشهای آن مربوط به قرن هفتم است که شامل جنگ بیزانس و ساسانی (۶۰۲–۶۲۸)، ظهور اسلام، فتوحات اولیه اعراب و درگیریهای بعدی اعراب و بیزانس میشود. این روایت در سالهای ۶۹۲–۶۹۳ به پایان میرسد و نشاندهنده آگاهی نویسنده از رویدادها نه تنها در سوریه و خاور نزدیک، بلکه در بالکان، سیسیل و رم است.
دستاوردی بزرگ برای دانش تاریخ
پیرتیا پیشنهاد میکند که این سالنامه ممکن است ارتباط نزدیکی با یک منبع مفقود شده قرن هشتمی داشته باشد که مورخان بعدی از آن استفاده کردهاند. به نظر میرسد این متن که احتمالاً در ابتدا به زبان سریانی بوده، در قرن یازدهم میلادی — دورانی که نهضت ترجمه آثار مارونی به عربی رونق داشت — به زبان عربی برگردانده شده است.