افزونه جلالی را نصب کنید.
- وین میزبان نمایشگاه عکس «راههای روح» اربعین حسینی(ع)
- خطر تخریب سرمایه اجتماعی با تبدیل دین به ابزار سیاسی در کمین است
- اذعان زلنسکی به وعده بیفایده ترامپ درباره موشکهای پاتریوت
- جوزف عون: نقض توافق از سوی اسرائیل را برنمیتابیم
- قیمت تتر، بیتکوین و اتریوم امروز دوشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۵ | بیتکوین این مرز را از دست بدهد، همهچیز تغییر میکند
- نظریه مشورتی درخصوص نحوه تعیین بهای خواسته در دعاوی مطالبه دیه یا استرداد طلاجات
- نظریه مشورتی اداره حقوقی کانون وکلای مرکز درباره «اخذ تضمین معادل حق الوکاله و یا درج شرط وجه التزام در قرارداد حق الوکاله»
- از طوفان بحران تا طلوع قدرت؛ بازخوانی مسیر ایران در نظم نوین غرب آسیا
- ترامپ و خطوط قرمز حقوق بینالملل؛ هدفگیری غیرنظامیان یا جنایت جنگی؟
دستگیری رمال مشهد در حین انجام وردخوانی!
پلیس مشهد موفق شد یک رمال ۵۶ ساله را هنگام اجرای اعمال غیرقانونی دستگیر کند؛ فردی که پیشتر نیز با فریب مردم شناخته شده بود.
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خراسان، رمال حقه بازی که با سوءاستفاده از عواطف و احساسات مذهبی مردم و همچنین کمک به اهالی غزه از شهروندان کلاهبرداری و سرقت می کرد با هوشیاری یکی از طعمه ها و حضور به موقع نیروهای پاسگاه انتظامی فردوسی مشهد درصحنه ارتکاب جرم و درحالی دستگیر شد که مدعی بود این شیوه رمالی را از تلویزیون آموخته است.
روزگذشته یکی از شهروندان که چندماه قبل طعمه رمال حقه باز شده بود با پلیس ۱۱۰ تماس گرفت و از حضور دوباره رمال مذکور در یکی از محله های دیگرحاشیه شهر خبر داد. به دنبال دریافت این خبر، بلافاصله گروهی از عوامل انتظامی با هدایت مستقیم سروان مصطفی حسنی (رئیس پاسگاه انتظامی فردوسی) به طرف محله مذکور در روستای دهشک عزیمت کردند و مرد ۵۶ساله رمال را در حالی به دام انداختند که وارد منزل یکی ازطعمه هایش شده بود و در حال ورد خوانی برای دریافت ۷۰۰هزار تومان پول بود!
خیلی زود با انتقال رمال مذکور که شاهدان عینی مدعی بودند کلاه سبزرنگ(نشانه سیدی) نیز برسر داشت به پاسگاه انتظامی یکی دیگر از شاکیان وی در حالی به مرکز انتظامی مراجعه کرد که چندماه زندگی خود را رها کرده و به دنبال شناسایی وی بود!
این زن میان سال که ادعا می کرد رمال حیله گر، مبلغ۸۰۰هزارتومان وجه نقد و گوشواره های طلایش را ربوده است درباره این ماجرا گفت: چند ماه قبل مردی که کلاه سبز بر سرداشت به کوچه ما در توس ۱۲۸ آمد و در حالی که کتابی را حمل می کرد مدعی شد رمال است و سرکتاب باز می کند. من هم که برای پسرم نگران بودم و مشکلی در زندگی داشتم وسوسه شدم تا از او برای رفع مشکلم کمک بگیرم. آن روز به خاطر قطع برق در شهرک صنعتی همسرم نیز تعطیل شده و به همراه پسرم در خانه بود. رمال که خودش را «سید محمد-ع» معرفی می کرد به من گفت: در کوچه و خیابان سرکتاب باز نمی کند و فقط باید به منزلم بیاید! من هم او را به خانه ام دعوت کردم .
وقتی وارد شد از من خواست تا ظرف پر از آب برایش بیاورم .او نگاهی به کف دست پسرم انداخت و گفت: پسرت ۲ خطر بزرگ را رد کرده است اما هنوز ۳ خطر بزرگ تر ازآن باقی است! با این گفته دلم لرزید و پرسیدم حال باید چه کار کنیم؟! گفت: ابتدا باید مقداری طلا وپول نقد نذر امام رضا(ع) بکنید و بعد هم برای کودکان غزه خیرات بدهید. او سپس تاکید کرد: البته همه این نذرها و خیرات باید به دست خودتان انجام شود. کمی دلم آرام گرفت و با اصرار او گوشواره هایم را برایش آوردم و شوهرم نیز مبلغ ۸۰۰ هزار تومان هم به سختی پول نقد تهیه کرد چرا که مدعی بود فقط پول ها باید نقد باشد! در ادامه هم اصرار کرد که باید ۳ بسته گوشت گوسفندی هم خریداری و برایش بیاورم!
وقتی همه این ها را فراهم کردیم،گوشواره ها را درون آب انداخت و دست همه ما را درون آب گذاشت. او لحظاتی ورد خواند و سپس از من خواست تا پول ها را درون پاکتی بگذارم و داخل بسته های گوشت قرار دهم. بعد هم به من گفت شما بنشین و دعا بخوان! ولی شوهرت با من تا دم در بیاید! این زن ادامه داد: درحالی که تعداد دیگری از مشتریان در بیرون از منزل ما منتظر بودند او همه گوشت ها و طلا را درون خورجین موتورسیکلت گذاشت و به بهانه قراردادن موتورسیکلت در سایه، ناگهان غیب شد! تازه فهمیدیم که در دام کلاهبردار افتاده ایم. این بود که به کلانتری کاظم آباد رفتم و شکایتم را مطرح کردم چرا که او از احساسات مذهبی ما سوءاستفاده کرد و با گذاشتن لقمه ای نان در دهانش سوگند خورد که همه این خیرات را به غزه می فرستد و حرامش باشد اگر۵۰ هزار تومان برای خودش بردارد!
مرد رمال هم با پذیرش اتهام خود گفت: من شیوه و شگرد مذکور را از تلویزیون آموختم ولی سید نیستم و تنها چهارشنبه ها سید می شوم! البته پسرخاله پدرم سید است. اما چندماه قبل که پسر۲۳ساله ام فوت کرد من هم رمالی را شروع کردم و روزی ۴۰۰ هزار تومان درآمد دارم. وی که خود را اهل بجنورد معرفی می کرد در ادامه اعترافاتش گفت: خیلی اشتباه کردم و پشیمانم!
تحقیقات بیشتر از این مرد حقه باز برای شناسایی دیگر مال باختگان در پاسگاه انتظامی فردوسی مشهد همچنان ادامه دارد.
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.