از مصدق و کاشانی تا امروز، بازخوانی بزنگاهی تاریخی با محوریت نفت - حمایت آنلاین

از مصدق و کاشانی تا امروز، بازخوانی بزنگاهی تاریخی با محوریت نفت - حمایت آنلاین | حمایت آنلاین
شعار حمایت‌آنلاین
« حمایت‌آنلاین، حامی همه مردم ایران »
Friday, 21 August , 2026
افزونه جلالی را نصب کنید.
خانه » قضائی تاریخ انتشار : 21 آگوست 2026 - 23:14 | 16 بازدید | ارسال توسط :

از مصدق و کاشانی تا امروز، بازخوانی بزنگاهی تاریخی با محوریت نفت

نبوی گفت: در آن دوره، جریان مذهبی به‌شدت از کاشانی دفاع می‌کرد و در نقطه مقابل، جریان دیگری همه مشکلات کودتا را متوجه کاشانی می‌دانست و مصدق را کاملاً مبرا می‌کرد.

از مصدق و کاشانی تا امروز، بازخوانی بزنگاهی تاریخی با محوریت نفت

به گزارش خبرگزاری مهر، چهل و چهارمین دفتر از «شب‌های فرهنگ» که به همت اکبر نبوی، نویسنده و پژوهشگر برجسته حوزه فرهنگ و هنر برگزار می‌شود به بررسی نهضت ملی شدن صنعت نفت اختصاص پیدا کرد.

در این این نشست که با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران حوزه تاریخ و رسانه و علاقه‌مندان به تاریخ معاصر ایران برگزار شد؛حاضران به بررسی ریشه‌ها و علل شکل‌گیری نهضت ملی شدن صنعت نفت، تحولات منتهی به کودتای ۲۸ مرداد و نسبت این رویدادهای تاریخی با شرایط امروز ایران پرداختند.

اکبر نبوی در ابتدای این برنامه با اشاره به اهمیت بررسی تاریخی نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد گفت: انتخاب این موضوع برای من به دلیل مشابهت‌های تقریباً روشن شرایط امروز کشور با شرایط ایران، به‌ویژه از ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ است؛ دوره‌ای که در آن سرعت وقایع و حجم تخریبی که دو جریان اصلی نهضت علیه یکدیگر به راه انداختند، بسیار افزایش یافت.

اختلاف جریان مذهبی و ملی عامل نرسیدن به اهداف

وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی نهضت به رهبری مرحوم آیت‌الله کاشانی و جریان ملی نهضت به رهبری مرحوم مصدق، درگیر اختلافات و تقابل‌هایی شدند و از همه مهم‌تر، فعالیت شدید نفوذی‌ها در میان یاران مصدق و یاران آیت‌الله کاشانی، شرایط را پیچیده‌تر کرد. این مسائل، به نظر من، شباهت زیادی با این روزهای کشور ما دارد.

نبوی ادامه داد: در آن زمان، اراده جریان چپ و راست جهانی برای اینکه مصدق نباشد و جریان نفت به شکلی که ملیون ایرانی می‌خواستند ملی نشود و نتواند به اهداف خود برسد، به یک اتفاق روشن رسیده بود. امروز نیز درباره ایران و جمهوری اسلامی، نوعی اتفاق نظر برای تغییر شرایط موجود دیده می‌شود.

وی با اشاره به اهمیت ادامه مسیر گفت: تا الان، به لحاظ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی، ایران پیروز این منازعه است؛ منتها ادامه مسیر هم مهم است. باید دید چه اتفاقاتی باید بیفتد که این پیروزی ادامه پیدا کند و چه اتفاقاتی نباید بیفتد که خدای نکرده یک ۲۸ مرداد دیگر، منتها خیلی سخت‌تر و سنگین‌تر، رقم بخورد.

نبوی تأکید کرد: آن دوره دیگر تکرار نمی‌شود که یک دولت برود و دولت دیگری بیاید؛ امروز نمونه‌هایی مانند سوریه، لیبی، عراق و افغانستان را دیده‌ایم و باید با توجه به تجربه این کشورها، درباره چگونگی عبور از این گذرگاه و گردنه خطیر، به یک اشتراک جمعی در دیدگاه‌ها و راهکارها رسید.

وی افزود: بسیاری از کسانی که در دهه شصت به مطالعه تاریخ معاصر، به‌ویژه ماجرای کودتای ۲۸ مرداد، پرداختند، با منابع غیرمستند و حجم سنگینی از داده‌های رسانه‌ای و کتاب‌ها مواجه بودند. جریان‌های مختلف سیاسی، از راست میانه و راست افراطی و راست مذهبی تا چپ ارتدوکس، توده‌ای، میانه و تند، هر یک تحلیل و تفسیر خود را ارائه می‌کردند.

نبوی گفت: کسی که این منابع را می‌خواند، منطقا باید یا به یک نگاه و تفسیر گرایش پیدا می‌کرد یا به درکی می‌رسید که بتواند همه آنها را بخواند و خودش به یک تجزیه و تحلیل عقلانی و خردمندانه از واقعه‌ای که رخ داده بود برسد.

نبوی با اشاره به کتاب «نگرشی کوتاه بر نهضت ملی ایران» گفت: من نخستین بار در سال ۱۳۵۸ با خواندن این کتاب، تصویری نسبت به ماجرای کودتا و آنچه میان مصدق و کاشانی گذشت پیدا کردم. این کتاب در شرایط خاص سال‌های پس از انقلاب، نقد مصدق و کاشانی را همزمان مطرح کرده بود و این کار در فضای به‌شدت انقلابی آن روزگار، کار دشواری بود.

وی افزود: در آن دوره، جریان مذهبی به‌شدت از کاشانی دفاع می‌کرد و در نقطه مقابل، جریان دیگری همه مشکلات کودتا را متوجه کاشانی می‌دانست و مصدق را کاملاً مبرا می‌کرد. اهمیت آن کتاب این بود که نسبتاً تحلیل‌گرانه بررسی کرده بود که اساساً اختلافات میان مصدق و کاشانی چه بوده است.

نبوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به کتاب «درس‌های بیست و هشت مرداد» نوشته خلیل ملکی گفت: این کتاب نکات عمیقی درباره عملکرد حزب توده و همراهی چپ جهانی با کودتا دارد. به اعتقاد ملکی، اتحاد شوروی از یک سو نتوانسته بود امتیاز نفت شمال را بگیرد و از این زاویه با نهضت ملی و دولت مصدق تعارض پیدا کرده بود و از سوی دیگر نمی‌خواست رقیب دیگری در مبارزه با امپریالیسم در کنار جریان مارکسیسم قرار بگیرد.

او همچنین درباره کتاب «رضاشاه و بریتانیا» گفت: این کتاب درباره موضوع نفت اطلاعات عددی عجیب و غریبی دارد و بر اساس اسناد وزارت خارجه آمریکا نوشته شده است. وی افزود: در یک فاصله زمانی چهل‌ساله، از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۵۱، کل درآمد نفت ایران، یعنی پولی که شرکت نفت به ایران پرداخت کرده، ۴۳۵ میلیون دلار بوده است؛ در حالی که خود شرکت نفت ایران و انگلیس در همین دوره پنج میلیارد دلار سود برده است.

نبوی ادامه داد: نویسنده در بخش دیگری نشان می‌دهد که در طول سال‌های ۱۹۲۱ تا ۱۹۴۱، رضاشاه چگونه بخش عمده‌ای از ۱۸۵ میلیون دلار درآمد ایران را سرقت کرد و آنها را به حساب‌های بانکی خود در لندن، سوئیس و نیویورک ریخت.

وی با تأکید بر شباهت‌های شرایط امروز با آن دوره گفت: یکی از دلایلی که موضوع نهضت ملی شدن صنعت نفت را انتخاب کردم این بود که به‌شدت در بعضی حوزه‌ها و در ارتباط با بعضی مؤلفه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ـ نظامی، میان جامعه امروز ما و حدود هفتاد و چند سال گذشته، شباهت‌های جدی وجود دارد.

نبوی افزود: آنچه در آن دوره اهمیت داشت، شکل‌گیری اندیشه استقلال‌طلبانه و عزت‌خواهانه در میان گروهی از سیاستمداران، نیروهای مذهبی و نیروهای ملی بود؛ اینکه سرمایه‌های ما باید در اختیار خودمان باشد. یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های آن روزگار نفت بود و امروز نیز موضوع در اختیار داشتن مقدرات کشور و منابع و ظرفیت‌های آن، همچنان اهمیت دارد.

وی تأکید کرد: انقلاب اسلامی نیز به دست گرفتن مقدرات بود و انرژی هسته‌ای هم از همین منظر قابل توجه است.

مصدق ارزیابی دقیقی از تبعات ملی شدن صنعت نفت نداشت

در ادامه مجیدرضا بالا، پژوهشگر و محقق تاریخ و فرهنگ، با اشاره به ضرورت بازخوانی تاریخ معاصر ایران گفت: ما از جنگ‌های روس به این طرف، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب، نسبت به شخصیت‌های برجسته سیاسی، نگاهی رمانتیک و سانتی‌مانتالیستی داشته‌ایم و اگر بخواهیم آنها را نقد کنیم، ممکن است نپسندیم. مثلا درباره امیرکبیر نیز تصور رایج، با آنچه از متون دست اول تاریخی خوانده می‌شود، کاملاً سازگار نیست. همین مسئله درباره عباس میرزا، قائم‌مقام فراهانی و تا مصدق نیز قابل طرح است.

وی افزود: درباره مصدق باید دو موضوع را از هم تفکیک کرد؛ یکی سابقه و دیدگاه‌های او درباره اجتماع، سیاست و فرهنگ و دیگری نقش او در ماجرای ملی شدن صنعت نفت و دوره نخست‌وزیری که به کودتای ۲۸ مرداد انجامید. درباره ملی شدن صنعت نفت باید جداگانه پرسید آیا ملی شدن کار خوبی بود و آیا این اقدام به توسعه ایران منجر شد یا نه. ایران امروز در موقعیتی نیست که بتوان صرفاً با تکیه بر ایران‌دوستی و بریدن دست بیگانگان، درباره این موضوع داوری کرد.

رضا بالا درباره نسبت مصدق و حزب توده نیز گفت: منابع مستقل نشان می‌دهند که خود مصدق تمایل زیادی به حزب توده نداشت و حزب توده نیز در آن مقطع قدرتی نداشت که بتواند حکومت را در دست بگیرد. استفاده از خطر قدرت‌یابی کمونیست‌ها، بیشتر به عنوان استراتژی برای تحت فشار قرار دادن آمریکایی‌ها جهت دریافت وام و فشار بر انگلستان مطرح بود.

وی همچنین درباره ۲۸ مرداد افزود: آنچه به عنوان کودتا شناخته می‌شود، در دو مرحله قابل بررسی است؛ ۲۵ مرداد اقدامی برنامه‌ریزی‌شده علیه مصدق بود که ناکام ماند و ۲۸ مرداد با تظاهرات خیابانی و سپس ورود بخشی از نیروهای ارتشی طرفدار کودتا، دولت سرنگون شد. درباره ماهیت این وقایع، منابع و تحلیل‌های متفاوتی وجود دارد و همین تفاوت‌ها، بررسی دقیق و مستند آنها را ضروری می‌کند.

رضا بالا در ادامه سخنان خود گفت: از زمانی که مصدق در ۲۹ اسفند سال ۳۰ ملی شدن صنعت نفت را اعلام کرد، دیگر پولی داخل خزانه ایران نیامد. ایران بابت استفاده روس‌ها در جنگ جهانی دوم از خط آهن ایران، از دولت شوروی وقت طلب قابل توجهی داشت که پرداخت نشد و وام مورد درخواست از آمریکا نیز تأمین نشد. در نتیجه ایران با کمبود جدی نقدینگی و ارز خارجی و فقر اقتصادی فوق‌العاده‌ای مواجه شد.

وی افزود: در آن مقطع هیچ نیرویی در جامعه وجود نداشت که در ارزیابی خود تصور کند آمدن به خیابان و دفاع از مصدق، تحقق آرمان‌هایش است. حزب توده به دلیل تحلیلی که داشت، تصور می‌کرد اگر دولت مصدق سقوط کند، امکان رسیدن آنها به قدرت فراهم می‌شود. از سوی دیگر، بخشی از روحانیت و فدائیان اسلام نیز مناسبات خوبی با مصدق نداشتند و روحانیت سنتی قم نیز نگاه مثبتی به او نداشت.

رضا بالا ادامه داد: فضای اجتماعی حزب توده از سی تیر ۳۱ به بعد بسیار فعال بود و تظاهرات و نشریات متعددی داشتند و تصویری پرقدرت از احتمال روی کار آمدن کمونیست‌ها ایجاد شده بود. مصدق به انواع و اقسام میتینگ‌های حزب توده مجال می‌داد و به او هشدار داده می‌شد، اما او این هشدارها را نمی‌پذیرفت. به نظر من این بازی مصدق از دو جهت باخت داشت؛ از یک سو فضای قدرت‌یابی کمونیست‌ها را برای آمریکایی‌ها برجسته می‌کرد و از سوی دیگر موجب می‌شد مذهبیون و روحانیت جامعه نیز احتمال قدرت‌یابی کمونیست‌ها را جدی بدانند و از حمایت از مصدق دست بردارند.

وی در پایان گفت: مصدق ارزیابی دقیقی از پیامدهای اقتصادی ملی شدن صنعت نفت نداشت. تصورش این بود که حتی اگر میزان فروش نفت بسیار کاهش پیدا کند، باز هم درآمد لازم تأمین خواهد شد، اما حتی همان مقدار نفت نیز نتوانست به فروش برسد و در نهایت دولت با مشکلات جدی اقتصادی و مالی روبه‌رو شد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0

11 + 12 =

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.